قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

3557

تاريخ الفي ( فارسى )

امّا از تاريخ حافظ ابرو چنين ظاهر مىشود كه اونگ خان التجا به چنگيز خان آورد نه چنگيز خان به او ملتجى شد . خلاصهء كلام حافظ ابرو آن است كه سبب دوستى اونگ خان با ييسوگاى بهادر آن بود كه چون اونگ خان بعد از وفات پدرش ، به ورق خان ، چند برادر و برادرزادهء خود را به قتل رسانيده بود ، عمّ او گور خان با او مخالفت كرده بودند او را از ولايت پدرش بيرون كرد . و اونگ خان چون طاقت مقاومت عمّ نداشت چندگاه سراسيمه مىگشت . آخر الأمر ، پناه به ييسوگاى بهادر آورده . [ ييسوگاى ] او را در كنف حمايت خود درآورد و با لشكرى فراوان بر سر گور خان رفته او را تا به قاشين دوانيد و ملك ختاى را گرفته باز به اونگ خان سپرد . بعد از آن برادر كوچك اونگ خان ، او كه قرا لشكرى بسيار به‌هم رسانيده بر سر اونگ خان رفت و او را از ولايت بيرون كرد . در اين وقت چون ييسوگاى و بهادر فوت شده بود تموچين چندان قوّت و شوكت نداشت ، اونگ خان روى به پادشاه بلاد تركستان نهاد . اتّفاقا چون در آن‌وقت نيز فتنه برخاسته بود ، اونگ خان روى آن نداشت كه التجا به گور خان ، پادشاه تركستان برد ، بالضّروره حيران و سراسيمه شده بازگشت و كار او به جايى رسيد كه سه شتر و پنج بز داشت كه به شير آنها قوّت مىگرفت و اوقات مىگذرانيد و قناعت مىكرد . و چون چند روز بر اين منوال گذرانيد ، آوازهء شوكت چنگيز خان و آثار اقبال او به گوش او رسيد . بنابراين ، در قوىييل موافق شهور سنهء اثنين و تسعين و خمسمائه [ - 592 ] هجرى در موسم بهار رو به اردوى چنگيز خان نهاد . و چون به موضعى رسيد كه او را كونىكونار ( ؟ ) گويند دو نوكر خود : طغاى و سواكى را پيش چنگيز خان فرستاد و از آمدن خود او خبردار گردانيد . چنگيز خان به استقبال او شتافت . و چون به يكديگر رسيدند ، اونگ خان گفت كه « من گرسنه و لاغر شده‌ام . » چنگيز خان را بر وى رقّت شد فى الحال از الوس خود از جهت او گلّه و رمه به‌هم رسانيد و او را در ميان كوران « 1 » و اردوهاى خود فرود آورده نهايت مراعات خاطر او مىنمود و او را پدر مىخواند . و تا آخر اين سال با يكديگر به عيش و نشاط گذرانيدند . و در اوايل سال موغاىييل « 2 » ، كه سال مار باشد ، موافق سنهء ثلاث و تسعين و خمسمائه [ - 593 ] چنگيز خان به قصد توقتاى ، امير قوم مرگيت لشكر كشيد و در موضع قراس موراس « 3 » ، در پيش كلورآن « 4 » ، نزديك آب سلنگه « 5 » ، ميانهء چنگيز خان و توقتاى مصاف روى نمود ، و بعد از كشش و كوشش بسيار نسيم ظفر و نصرت بر پرچم علم چنگيز خان وزيد و اكثر مرگيت كشته شدند و هرچه در آن جنگ چنگيز خان به دست آورده ، از گلّه و رمه و اسباب ، تمام را به

--> ( 1 ) . رجوع شود به صفحهء 3550 كتاب . ( 2 ) . متن : مرغاييل . ( 3 ) . متن : قراس موران . ( 4 ) . متن : پيش كاوران . ( 5 ) . نزديك به محلّى مشهور به « موروچه سئول » . - جامع التواريخ ، 1 ، 364 .